در فیلم ترسناک «من هرگز تو را تنها نمیگذارم»، مردی با گذشتهای تاریک پس از آزادی از زندان تحت شرطی غیرعادی قرار میگیرد: باید مدتی در خانهای مشهور به تسخیرشدگی بماند و آن را از حضور ارواح پاک کند. اگر خانه را ترک کند، آزادی مشروطش از بین میرود و دوباره به زندان بازمیگردد. او در آغاز ممکن است این مأموریت را تنها بهایی برای بیرون ماندن از زندان ببیند، اما خیلی زود نشانههایی نشان میدهند افسانههای مربوط به ساختمان بیاساس نیستند. روحی مرتبط با جادوگری و گذشته خانه، حضور او را هدف قرار میدهد و مرز میان مجازات قانونی و وحشت ماورایی از بین میرود. مرد باید هم با آنچه در خانه رخ میدهد و هم با خاطرات و گناههای خودش روبهرو شود. فیلم از موقعیت «خانهای که نمیتوان ترک کرد» برای ساختن فشار استفاده میکند؛ جایی که فرار ممکن است به معنای زندان باشد و ماندن نیز بهایی ناشناخته دارد.