ساشا مردی حدوداً سیوچند ساله است که در دفتر یک قبرستان کار میکند و سفارش ساخت و نصب سنگقبرها را مدیریت میکند. شغل روزانهاش او را با آدمهایی روبهرو میکند که در آسیبپذیرترین لحظه زندگیشان برای دفن عزیزان و حفظ خاطره آنها تصمیم میگیرند. سالها مواجهه با مرگ، در ساشا نوعی طنز تلخ و رفتار سرد ساخته، اما هر مشتری داستانی دارد که این فاصله عاطفی را به چالش میکشد؛ از پیرمردی که برای سنگ قبر خودش برنامهریزی میکند تا مادری صاحبنفوذ که هنوز با مرگ پسرش کنار نیامده است. بازگشت دختر نوجوان ساشا نیز او را مجبور میکند با مسئولیتهای خانوادگیای روبهرو شود که مدتها از آنها فاصله گرفته بود. در پس این ملاقاتها، رقابت و مناسبات ناسالم کسبوکار قبرستان نیز جریان دارد. فیلم اوکراینی با طنزی سیاه، مرگ را نه به عنوان حادثهای دور، بلکه بخشی از زندگی روزمره و روابط انسانی نشان میدهد.