الکس اسکات مأمور امنیتی آمریکا مجبور میشود برای بازگرداندن جنگافزاری پیشرفته با کلی رابینسون، قهرمان پرحرف بوکس، همکاری کند. کلی که شخصیت و سبک زندگیاش هیچ شباهتی به جاسوس حرفهای ندارد، مأموریت مخفی را به زنجیرهای از دردسر و شوخی تبدیل میکند. این دو در بوداپست به دنبال فروشندهای خطرناک میروند و باید پیش از معامله نهایی تجهیزات را پیدا کنند. فیلم فرمول جاسوسی را با کمدی رفاقتی ترکیب میکند. فضای «من جاسوس 2002» از تنش نظامی و پیامد تصمیمگیریهای فرماندهان و سربازان قوام پیدا میکند؛ در «I Spy» هر عوض شدن موقعیت، انگیزهها و جهت تصمیمگیریهای بعدی را روشنتر میکند. مسیر «من جاسوس 2002» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «I Spy» نقطههای عطف را از دل واکنش کاراکترها به گره اصلی میسازد. در «من جاسوس 2002»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «I Spy» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند.