اولیا و برادر کوچکش آرتیوم پس از مرگ مادرشان به مدرسه شبانهروزی قدیمیای منتقل میشوند که در عمارتی تاریخی قرار دارد. ساختمان شایعاتی تاریک درباره مرگ کودکان در گذشته دارد و بخشهایی از آن سالهاست متروک و بسته مانده است. گروهی از دانشآموزان در یکی از همین قسمتها آینهای عجیب با نشانههای مرموز پیدا میکنند و برای تفریح آیین احضار «ملکه پیک» را مقابل آن انجام میدهند. افسانه میگوید روح میتواند آرزوها را برآورده کند، اما نوجوانان دیر متوجه میشوند هر خواسته بهایی دارد و آینه راهی به نیرویی بسیار خطرناک باز کرده است. اتفاقات غیرقابل توضیح، ترسهای شخصی و مرگبار شدن آرزوها فضای مدرسه را تغییر میدهد. اولیا علاوه بر مراقبت از برادرش باید بفهمد چه ارتباطی میان تاریخ عمارت، آینه و موجود احضارشده وجود دارد. فیلم از محیط بسته شبانهروزی و کنجکاوی نوجوانان استفاده میکند تا داستانی درباره آرزوهایی بسازد که تحققشان به جای رهایی، آنها را گرفتار میکند.