رابرت گریوز، شاعر و نویسنده بریتانیایی، در دهه ۱۹۲۰ همراه همسرش نانسی و شاعر آمریکایی لورا رایدینگ وارد رابطهای عاطفی و فکری پیچیده میشود. فیلم تنش میان زندگی خانوادگی، خلاقیت و آزادی شخصی را در فضای ادبی آن دوره دنبال میکند. با پیش رفتن ماجرا، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند و هر طرف ناچار شود از یکدیگر کمک بگیرند. اثر بدون شتاب، گذشته را وارد زمان حال میکند تا بدون توضیح مستقیم روشن شود که اعتماد بهسادگی به دست نمیآید. شرایطی که شخصیتها در آناند، راه فرار ساده را میبندد و این وضعیت اهمیت همکاری را بیشتر نشان میدهد. در میان همه این رخدادها، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و این بخش به بحران معنای شخصیتری میدهد. پیش از آنکه پاسخ کامل داده شود، فشار موقعیت کم نمیشود؛ همین مسئله باعث میشود «برنده جایزه» شخصیتها را در مرکز روایت حفظ کند. زمینهای که قصه ساخته، ریتم حرکت شخصیتها را تعیین میکند و نتیجه این وضعیت بحران را از یک حادثه ساده فراتر میبرد.