برد، دختر دوازدهسالهای که برای ادای احترام به قبر خانوادهاش به گورستان رفته، بهطور اتفاقی از صحنه قتل چند نفر توسط یک آدمکش حرفهای عکس میگیرد. قاتل متوجه دوربین میشود و برای از بین بردن تنها شاهد، او را تعقیب میکند. برد پس از فرار از جنگل به خانه دورافتاده کارتر میرسد؛ سرباز سابقی که پس از یک تراژدی خانوادگی گوشهگیر شده و با احساس گناه زندگی میکند. کارتر میفهمد دختر در خطر واقعی است و تصمیم میگیرد از او محافظت کند، هرچند سلاح و مهماتش بسیار محدود است. قاتل خانه را محاصره میکند و دو مرد در طبقات مختلف وارد نبردی میشوند که بیشتر از تیراندازی، به صبر و جنگ روانی وابسته است. «Standoff» تقریباً تمام تنش خود را از همین موقعیت بسته میگیرد: یک شاهد کودک، محافظی زخمی و قاتلی که حاضر نیست پرونده را ناتمام بگذارد. برای کارتر، حفاظت از برد فقط مسئله بقا نیست؛ فرصتی است تا پس از شکستهای گذشته دوباره مسئولیت جان شخص دیگری را برعهده بگیرد و این بار تسلیم نشود.