کتی همراه پسر نوجوانش کودی به خانه خواهر درگذشتهاش میرود تا وسایل را جمع کند و ملک را برای فروش آماده سازد. کودی پسری کمحرف و حساس است و در محله جدید کسی را نمیشناسد. همسایه خانه، دل، مردی سالخورده و کهنهسرباز جنگ کره است که بیشتر وقتش را تنها میگذراند. رابطهای آرام میان کودی و دل شکل میگیرد و «Driveways» از همین دوستی غیرمنتظره برای ساختن درامی کوچک و انسانی استفاده میکند. کتی درگیر کار، مسائل مالی و خاطرات خواهرش است، در حالی که پسرش از طریق همسایه پیر تجربهای متفاوت از ارتباط و اعتماد پیدا میکند. دل نیز در آستانه دورهای از زندگی است که دوستان قدیمی کمتر شدهاند و تنهایی محسوستر است. فیلم حادثه بزرگ یا نقطه عطف مصنوعی ندارد؛ جزئیات روزمره مانند نشستن جلوی خانه، گفتوگوهای کوتاه و کمکهای ساده اهمیت پیدا میکنند. داستان نشان میدهد دو نفر با فاصله نسلی زیاد میتوانند بدون نیاز به تغییر اساسی یکدیگر، برای مدتی دقیقاً همان همراهیای را فراهم کنند که دیگری نیاز دارد.