گرگ تاونسند مسئول برنامهای در زندان نوجوانان است و باور دارد ورزش میتواند به جوانانی که بیشترشان سالها با جرم و خشونت زندگی کردهاند فرصتی واقعی برای تغییر بدهد. او گروهی از نوجوانان زندانی را برای سفری دوچرخهسواری طولانی از دنور تا گرند کنیون انتخاب میکند. بیشتر اعضا تجربه جدی رکابزنی ندارند و حتی اعتماد میان خودشان و مربیان نیز محدود است. مسیر صدها کیلومتری شامل شیبهای دشوار، گرما، خستگی و موقعیتهایی است که هر فرد میتواند تصمیم بگیرد ادامه دهد یا تسلیم شود. گرگ میخواهد آنها بفهمند نظم و همکاری خارج از دیوار زندان نیز معنا دارند، اما فشار جسمی مشکلات رفتاری و اختلافهای گروه را آشکار میکند. در طول سفر، نوجوانان برای نخستین بار مسئولیت تجهیزات، امنیت و موفقیت یکدیگر را به عهده میگیرند. هدف فقط رسیدن به مقصد نیست؛ این مسیر فرصتی است تا هرکدام تصویری متفاوت از خودش ببیند و باور کند گذشته جنایی الزاماً تمام آیندهاش را تعیین نمیکند.