در «A Man Called Horse»، جان مورگان، اشرافزاده انگلیسی، در اوایل قرن نوزدهم برای شکار به غرب آمریکا میرود اما توسط گروهی از مردم سیو اسیر میشود. او ابتدا مانند یک دارایی یا خدمتکار با آنان زندگی میکند و به دلیل ناآشنایی با زبان و رسوم، جایگاه بسیار پایینی دارد. مورگان که راه فرار آسانی ندارد، کمکم به مشاهده و یادگیری فرهنگ جامعه میپردازد و برای پذیرفته شدن باید نشان دهد میتواند در مسئولیتها و خطرهای زندگی قبیله شریک باشد. رابطه او با زنی جوان و آشنایی با افراد مختلف، وابستگیاش را به این محیط بیشتر میکند. رسیدن به جایگاه یک جنگجو نیز نیازمند عبور از آیینی سخت و دردناک است که ارادهاش را آزمایش میکند. فیلم مسیر شخصیت را از اسارت و بیگانگی به تلاش برای تعلق نشان میدهد و در قالب وسترن درباره تفاوت فرهنگی و تغییر هویت صحبت میکند. مورگان بهتدریج درمییابد بازگشت ساده به نگاه قبلیاش ممکن نیست، زیرا تجربه زندگی در جامعهای دیگر تعریف او از «متمدن بودن» را تغییر داده است.