در شب هالووین، نوجوانی که هنوز از ناپدید شدن مادرش رها نشده تصمیم میگیرد خودش سرنخهای تازهای درباره اتفاقی که برای او افتاده پیدا کند. در همان زمان، یک قاتل زنجیرهای خطرناک به دلیل اشتباهی از آسایشگاه روانی آزاد میشود و به شهر برمیگردد. دختر ابتدا تصور میکند اتفاقهای عجیب اطرافش به تحقیقات درباره مادر مربوط است، اما خیلی زود متوجه میشود فردی با نقاب و رفتاری بیرحمانه او و اطرافیانش را زیر نظر دارد. فضای جشن هالووین، لباسهای مبدل و خیابانهای شلوغ تشخیص خطر واقعی از شوخیهای معمول را دشوار میکنند. هر قدمی که او برای کشف گذشته مادر برمیدارد، او را به قاتلی نزدیکتر میکند که حضورش در شهر تصادفی نیست. نوجوان باید بدون اعتماد کامل به بزرگسالان و پلیس بفهمد آیا ناپدید شدن مادر و بازگشت قاتل به هم ارتباط دارند و پیش از آنکه خودش به قربانی بعدی تبدیل شود راهی برای زنده ماندن پیدا کند.