مارل، مردی که پس از مرگ میتواند ارواح را ببیند، همراه افسر سابق پلیس به نام تگ تلاش میکند از توانایی غیرعادیاش برای حل پروندهها استفاده کند. او خودش نیز یک روح است و تنها بعضی افراد میتوانند حضورش را حس کنند. زمانی که مجموعهای از مرگهای مشکوک رخ میدهد، مارل با ارواح قربانیان ارتباط برقرار میکند و اطلاعاتی به دست میآورد که پلیس عادی نمیتواند به آنها دسترسی داشته باشد. مشکل اینجاست که مردگان همیشه همه چیز را به خاطر نمیآورند و بعضی از آنها نیز دلیل خودشان را برای پنهان کردن حقیقت دارند. تگ باید اطلاعاتی را که از دوست مردهاش میگیرد به مدرک قابل استفاده تبدیل کند، بدون آنکه همکاران سابقش از منبع واقعی سرنخها باخبر شوند. هرچه پرونده جلوتر میرود، مارل درباره مرگ خودش نیز پرسشهای بیشتری پیدا میکند و احتمال میدهد دلیل ماندنش در این دنیا به همان شبکهای مربوط باشد که اکنون در حال تحقیق درباره آن هستند.