گروهی از نگهبانان و مأموران خصوصی مأمور میشوند از فرد یا محمولهای باارزش در مسیری خطرناک محافظت کنند. هر کدام از اعضای تیم سابقه متفاوتی دارند؛ بعضی سرباز سابقاند و بعضی سالها در امنیت خصوصی کار کردهاند. مأموریت در ابتدا ساده به نظر میرسد، اما اطلاعات مسیر لو میرود و گروه هدف حملهای هماهنگ قرار میگیرد. آنها متوجه میشوند مهاجمان فقط به پول یا کالا علاقه ندارند و ممکن است یکی از افراد تحت حفاظت اطلاعاتی داشته باشد که برای گروهی قدرتمند خطرناک است. بیاعتمادی میان نگهبانان بالا میرود، زیرا لو رفتن برنامه بدون کمک فردی از داخل دشوار بوده است. رهبر تیم باید هم مسیر امنی برای خروج پیدا کند و هم بفهمد چه کسی اطلاعات را منتقل کرده است. در شرایطی که ارتباط با پشتیبانی قطع میشود، اعضا مجبورند با منابع محدود از هدف محافظت کنند و تصمیم بگیرند آیا قرارداد حرفهای ارزش ادامه مأموریتی را دارد که احتمالاً از ابتدا تمام حقیقتش به آنها گفته نشده بود.