در سال ۱۹۶۷، گروهی باستانشناس هنگام بررسی یخچالی طبیعی در کوههای آلپ جسد مردی را پیدا میکنند که به شکل غیرعادی سالم مانده است. متخصصان خیلی زود متوجه میشوند او انسانی از دوران بسیار دور است و کشفش میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی پیشاتاریخ ارائه کند. زمانی که آزمایشها آغاز میشوند، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد و مرد یخی نشانههایی از حیات نشان میدهد. دانشمندان او را به مرکزی تحقیقاتی منتقل میکنند، اما اختلاف بر سر نحوه برخورد با انسانی که هزاران سال از زمان خودش جدا شده بالا میگیرد. بعضی پژوهشگران او را فرصتی علمی بینظیر میبینند و دیگران معتقدند باید مانند یک انسان زنده با حق انتخاب با او رفتار شود. مرد که زبان و محیط اطراف را نمیشناسد، تلاش میکند از ساختمان و افرادی که او را بررسی میکنند فاصله بگیرد. برخورد دو جهان، پرسشهایی درباره مالکیت علمی، اخلاق و این موضوع ایجاد میکند که کشف یک انسان باستانی تا چه حد به دیگران حق کنترل زندگی او را میدهد.