«مردی با کلاه» فیلمی جادهای و کمگفتوگو است که مردی تنها را در سفری با یک فیات کوچک در جادههای فرانسه همراهی میکند. او عکسی قابشده از زنی را با خود حمل میکند و بدون توضیح مستقیم درباره گذشتهاش، از شهرها و روستاها عبور میکند. سفر آرام او با حضور گروهی از مردان مرموز که در خودرویی دیگر دیده میشوند حالتی نامطمئن پیدا میکند، اما فیلم بیش از آنکه به الگوی یک تعقیب کلاسیک تکیه کند، به برخوردهای کوتاه و گاه عجیب در طول مسیر علاقه دارد. موسیقی، غذا، چشماندازهای روستایی و آدمهای اتفاقی بخش زیادی از شخصیت جهان فیلم را میسازند و سکوت قهرمان اجازه میدهد تماشاگر از جزئیات رفتارش درباره فقدان و خاطره برداشت کند. لحن اثر میان کمدی خشک، اندوه و خیال حرکت میکند. داستان مقصد را کمتر از خود راه مهم میداند و سفر مرد را به تجربهای درباره تنهایی، یادآوری و امکان یافتن لحظههای تازه در دل غم تبدیل میکند.