ایوان برچ استاد فلسفه و مردی خانوادهدار است که در دانشگاهی کوچک تدریس میکند و در کلاسهایش درباره حقیقت، حافظه و مسئولیت اخلاقی بحث میکند. ناپدید شدن یک دانشجوی جوان و پیدا شدن جسد او باعث میشود کارآگاهی به نام رابرت مالوی سراغ ایوان بیاید، زیرا نشانههایی وجود دارد که او ممکن است قربانی را میشناخته باشد. مشکل ایوان فقط سوءظن پلیس نیست؛ او بخشهایی از شب موردنظر را دقیق به یاد نمیآورد و سابقه روابط نامناسب با دانشجویان نیز تصویر قابلاعتمادی از او نمیسازد. همسرش الن بهتدریج با اطلاعاتی روبهرو میشود که با روایت شوهرش سازگار نیست و ایوان مجبور است میان حفظ خانواده و گفتن تمام حقیقت انتخاب کند. «Spinning Man» بهجای تبدیل معما به تعقیبوگریز، روی بیثباتی حافظه و خودفریبی تمرکز دارد. پرسش اصلی این نیست که یک فیلسوف چه نظری درباره حقیقت دارد، بلکه این است که وقتی خودش زیر فشار تحقیق قرار میگیرد تا چه اندازه میتواند به خاطرات و توجیهاتش اعتماد کند. هر پاسخ تازه ممکن است سوءظن را کمتر کند یا شکاف دیگری در داستان او بسازد.