در وسترن «Lawman»، کلانتر جرد مدوکس برای اجرای حکم وارد شهر سابات میشود. چند مرد از این شهر در جریان مستی و تیراندازی در حوزه قضایی او باعث مرگ فردی بیگناه شدهاند و مدوکس قصد دارد متهمان را برای محاکمه بازگرداند. مشکل اینجاست که بیشتر آنها برای وینسنت برانسون، دامدار ثروتمند و بانفوذ منطقه، کار میکنند و مردم شهر به اقتصاد و قدرت او وابستهاند. مارشال محلی نیز میداند اجرای سختگیرانه قانون میتواند شهر را وارد خونریزی کند و تلاش میکند راهی برای مصالحه پیدا کند. مدوکس با وجود پیشنهادهای مختلف حاضر نیست مأموریتش را کنار بگذارد، اما هرچه زمان میگذرد روشنتر میشود مرز میان عدالت، غرور و انتقام چندان ساده نیست. برخی از متهمان میخواهند مسئولیت خود را بپذیرند و برخی آماده مقاومت مسلحانهاند. فیلم بهجای نمایش یک قهرمان بیتردید، مفهوم قانون را زیر سؤال میبرد: آیا اجرای کامل حکم در هر شرایطی عادلانه است، و یک مأمور تا کجا باید برای اصل خود خطر ایجاد کند؟