پیتون وستلیک، دانشمندی که پس از سوختگی شدید با هویت «دارکمن» علیه مجرمان فعالیت میکند، هنوز در تلاش است پوست مصنوعی خود را کامل کند؛ مادهای که در نور فقط نودونه دقیقه دوام میآورد. او با دانشمندی به نام دیوید برینکمن آشنا میشود که به فرمولی مشابه نزدیک شده و امید تازهای برای حل محدودیت پوست ایجاد میکند. در همان زمان رابرت دورانت، دشمنی که همه تصور میکردند مرده، از کما بیدار میشود و دوباره شبکه جنایی خود را جمع میکند. دورانت برای ساخت سلاحی پیشرفته به ساختمان و تجهیزات برینکمن نیاز دارد و پس از مقاومت دانشمند، او را هدف قرار میدهد. مرگ برینکمن برای وستلیک روشن میکند دشمن قدیمی برگشته است. او با استفاده از چهرههای مصنوعی و هویتهای مختلف تلاش میکند به گروه نفوذ کند، از خواهر برینکمن محافظت کند و مانع فروش سلاحی شود که میتواند قدرت زیادی در اختیار دورانت قرار دهد، بدون آنکه راز هویت واقعی خودش فاش شود.