مردی که سالها زندگیاش را صرف پرورش و آموزش کبوتر کرده در جامعهای محلی زندگی میکند که این سرگرمی و سنت برایش معنایی فراتر از مسابقه دارد. او از طریق پرندگان با گذشته، خانواده و آدمهای محله ارتباط دارد، اما تغییرات زندگی شهری و فشار اقتصادی نگهداری از کبوترخانه را دشوار میکنند. جوانی که در ابتدا این علاقه را بیفایده میبیند وارد زندگی او میشود و به تدریج درباره مهارت، صبر و فرهنگی که پشت پرورش کبوتر وجود دارد چیزهایی یاد میگیرد. اختلاف میان نسلها و نگاه متفاوت به آینده باعث میشود رابطه همیشه آرام نباشد. فیلم ترکی «Güvercin Terbiyecisi» یا «مربی کبوتر» از پرندهها برای صحبت درباره آزادی و تعلق استفاده میکند. کبوتران آموزش میبینند که دور شوند و دوباره به خانه برگردند؛ همین رفتار به استعارهای برای آدمهایی تبدیل میشود که میان میل به رفتن و وابستگی به ریشههایشان گرفتارند. شخصیت اصلی باید تصمیم بگیرد آیا حفظ سنت یعنی نگه داشتن همه چیز همانطور که بوده یا میتوان بخشی از آن را به نسل بعد سپرد و اجازه داد شکل تازهای پیدا کند.