ها چهیون مذاکرهکننده حرفهای پلیس سئول است که پس از حادثهای ناموفق هنوز با احساس گناه زندگی میکند. زمانی که مین تهگو، قاچاقچی اسلحه و گروگانگیر خطرناک، یک مأمور و خبرنگار را میرباید، چهیون برای مذاکره مستقیم با او فراخوانده میشود. تهگو از طریق تماس تصویری صحبت میکند و خواستههایش در ابتدا روشن نیست؛ او بیش از پول یا راه فرار، میخواهد افراد مشخصی در اتاق حاضر شوند و درباره پروندهای قدیمی پاسخ بدهند. چهیون باید هم آرامش او را حفظ کند و هم بفهمد چرا خودش برای این گفتوگو انتخاب شده است. هر درخواست گروگانگیر لایه تازهای از رابطه میان شرکتهای بزرگ، معاملات اسلحه و کسانی را که از فساد سود بردهاند آشکار میکند. پلیس و مقامات سیاسی ترجیح میدهند بعضی اطلاعات فاش نشوند و همین مسئله مذاکره را دشوارتر میکند. چهیون میفهمد تهگو فقط برای فرار برنامه نریخته و تمام عملیات را طوری طراحی کرده که کسانی را مجبور به اعتراف کند. او باید پیش از کشته شدن گروگانها حقیقت را بفهمد، بدون اینکه کاملاً در بازی روانی دشمن گرفتار شود.