آیلین اوهارا در روستای ماهیگیری کوچکی در ایرلند زندگی میکند و در کارخانه فرآوری غذا کار میکند. وقتی پسرش برایان پس از سالها زندگی در استرالیا به خانه برمیگردد، او خوشحال است خانواده دوباره کنار هم قرار گرفتهاند. اما شب ورود برایان، زنی جوان ادعا میکند او به او تعرض کرده است و جامعه کوچک به سرعت دو دسته میشود. آیلین میان نقش مادری و مسئولیت اخلاقی گرفتار میشود؛ او میخواهد حرف پسرش را باور کند، اما بخشی از اطلاعاتی که میداند میتواند بر پرونده اثر بگذارد. در محیطی که همه یکدیگر را میشناسند، شایعه و وفاداری خانوادگی فشار زیادی ایجاد میکند. مدیر کارخانه و افراد محلی نیز منافع و روابط قدیمی خود را دارند. «God's Creatures» به جای حل سریع اتهام، روی پیامد سکوت و انتخابهای آیلین تمرکز دارد. پرسش فیلم این است که آیا محافظت از فردی که دوستش داریم میتواند به معنای آسیب زدن به فرد دیگری باشد، و یک دروغ کوچک چگونه میتواند اعتماد یک جامعه را تغییر دهد.