گوناسکاران مردی جوان در هند است که پس از بازگشت به زادگاهش با دشمنی قدیمی، مشکلات خانوادگی و شبکهای از افراد بانفوذ روبهرو میشود. او در ظاهر میخواهد زندگی سادهای داشته باشد، اما حادثهای که یکی از نزدیکانش را هدف قرار میدهد مجبورش میکند دوباره وارد درگیری شود. گذشته او با گروهی از تبهکاران یا سیاستمداران محلی به شکل کامل توضیح داده نشده و همین مسئله باعث میشود دوستان و دشمنان هرکدام برداشت متفاوتی از هدف واقعیاش داشته باشند. گوناسکاران از مهارتهای جسمی و ارتباطهای قدیمی برای پیدا کردن حقیقت استفاده میکند و هر قدم او را به فردی نزدیکتر میکند که سالها از قدرتش برای کنترل منطقه استفاده کرده است. رابطه عاطفی و مسئولیت نسبت به خانواده نیز تصمیمهایش را پیچیدهتر میکنند. او باید بفهمد آیا میتواند بدون تکرار خشونت گذشته از کسانی که دوست دارد محافظت کند یا ساختاری که با زور بنا شده فقط زمانی عقب مینشیند که با نیرویی برابر روبهرو شود.