تریش و برادرش داری در سفری جادهای از جادهای خلوت عبور میکنند و مردی مرموز را میبینند که چیزی شبیه جسد را در لولهای رها میکند. کنجکاوی آنها باعث میشود به زیرزمین کلیسایی متروک برسند و با حقیقتی هولناک روبهرو شوند. موجودی باستانی که هر چند سال برای مدت محدودی بیدار میشود، آنها را شکار میکند و خواهر و برادر باید راهی برای زنده ماندن پیدا کنند. مسیر «مترسک های ترسناک» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Jeepers Creepers» نقطههای عطف را از دل واکنش آدمهای داستان به مشکل محوری میسازد. در «Jeepers Creepers»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «مترسک های ترسناک» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه مناسبات و نگاه آدمهای داستان را جهت تازهای میدهد. هسته «Jeepers Creepers» روی علت و نتیجه گزینشهاست؛ «مترسک های ترسناک» اجازه میدهد مخاطب جهان و تنش مرکزی را بشناسد بیآنکه بخش پایانی از پیش مشخص شود. در «مترسک های ترسناک»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «Jeepers Creepers» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند.