در «The Operative» ریچل، زنی جوان از غرب، توسط موساد برای مأموریتی مخفی در تهران به کار گرفته میشود. او با هویتی تازه وارد زندگی روزمره شهر میشود و باید همزمان روابط عادی، کار و مأموریتهای اطلاعاتی حساس را مدیریت کند. توماس، رابط سازمانی او، از راه دور فعالیتهایش را دنبال میکند، اما وقتی ریچل ناگهان ارتباط را قطع میکند و نشانههایی از تردید در وفاداریاش دیده میشود، وضعیت پیچیدهتر میشود. فیلم بیش از نمایش عملیات پرزرقوبرق جاسوسی، بر فشار زندگی دوگانه، انزوا و مرز مبهم میان دستور سازمانی و تصمیم شخصی تمرکز میکند. رابطه ریچل با مردی ایرانی که بخشی از مأموریت اوست نیز به تدریج جنبه انسانیتری به وضعیت میدهد و فاصله میان «هدف» و «آدم واقعی» را کم میکند. تعلیق اصلی از این پرسش شکل میگیرد که او تا چه اندازه هنوز طبق دستور عمل میکند و چه چیزی برایش مهمتر شده است.