دیوید، ناخدای یک کشتی گردشگری، قایق بادبانی متروکهای به نام «مری» را با قیمت مناسبی میخرد و امیدوار است با راهاندازی کسبوکار شخصی، رابطه آسیبدیدهاش با همسرش سارا و دو دخترشان را نیز ترمیم کند. خانواده پس از تعمیر قایق برای سفری دریایی راهی برمودا میشوند. خیلی زود دختر کوچکشان درباره زنی ناشناس که روی قایق زندگی میکند صحبت میکند و رفتار یکی از همراهان نیز بدون دلیل روشن خشونتآمیز میشود. سارا از ادامه سفر میترسد، اما دیوید هنوز باور دارد مشکلات توضیحی منطقی دارند و نمیخواهد رؤیای تازهاش را رها کند. بررسی گذشته قایق نشان میدهد صاحبان قبلی نیز در سفرهایی مشابه ناپدید شدهاند. هرچه آنها از خشکی دورتر میشوند، کابوسها و اتفاقهای فراطبیعی بیشتر میشوند و خانواده در فضایی بسته گرفتار میشود که نیرویی ناشناخته ظاهراً از پیش از خرید قایق در آن حضور داشته است.