فرانک آدمکشی حرفهای است که برای یک شبکه جنایی قدرتمند در اشتایرمارک اتریش کار میکند و سالها مأموریتهایش را بدون پرسش انجام داده است. این روند زمانی تغییر میکند که دستور میگیرد زنی جوان به نام مارلین را برباید و به سازمان تحویل دهد. در «Marlene»، نزدیک شدن فرانک به هدف باعث میشود نسبت به مأموریت تردید کند و سرانجام تصمیم بگیرد از دستور سرپیچی کند. رابطهای عاطفی میان او و مارلین شکل میگیرد و همین انتخاب، آدمکش را در برابر کارفرمایان سابقش قرار میدهد. سازمان که حاضر نیست شکست را بپذیرد، خودش مارلین را میرباید و فرانک ناچار میشود برای نجات او با همان افرادی بجنگد که زمانی در کنارشان کار میکرد. فیلم اکشن و رومانس را در فضایی جنایی ترکیب میکند و بر تغییر شخصیتی مردی تمرکز دارد که تا پیش از این خشونت برایش شغل بود، اما حالا برای نخستین بار چیزی دارد که نمیخواهد از دست بدهد.