کیت، روانشناس جنایی، پس از تجربه پروندهای دردناک با پدیدهای روبهرو میشود که توضیح علمی سادهای ندارد. چند قتل و مرگ ظاهراً مرتبط، نام موجودی باستانی به نام مارا را وارد تحقیقات میکنند؛ حضوری که قربانیان ابتدا آن را در حالت فلج خواب تجربه میکنند. افرادی که گرفتار میشوند هنگام بیداری قادر به حرکت نیستند و به تدریج احساس میکنند چیزی در اتاق آنها را زیر نظر دارد. کیت که در آغاز به دنبال ارتباط روانی یا جنایی میان قربانیان است، با افزایش تجربههای شخصیاش مجبور میشود احتمال وجود تهدیدی فراطبیعی را جدی بگیرد. نشانههایی روی بدن و روایت بازماندگان، الگویی از مراحل نزدیک شدن مارا ارائه میدهند و زمان برای یافتن راه نجات محدود میشود. فیلم وحشت «Mara» از تجربه واقعی فلج خواب به عنوان پایه ترس استفاده میکند و فضای مرزی میان کابوس، احساس گناه و بیداری را طوری میسازد که شخصیت اصلی نمیتواند مطمئن باشد چه زمانی واقعاً امن است.