کیت و دختر نوجوانش بث در خانهای دورافتاده زندگی میکنند و رابطه نزدیک اما کنترلگرانهای میانشان وجود دارد. شبی دو مرد وارد خانه میشوند و تلاش میکنند آنها را تحت فشار قرار دهند، اما حادثه به خشونت میانجامد. بث که همیشه مادرش را زنی محافظ و آسیبپذیر میدانست، رفتارهایی از کیت میبیند که با این تصویر سازگار نیست. پس از آن، حضور زنی ناشناس و پرسشهای تازه درباره گذشته خانواده باعث میشود دختر به روایت مادرش شک کند. کیت سالها بخشهایی از زندگی قبلی و رابطههایش را از بث پنهان کرده و حاضر نیست اجازه دهد حقیقت به سادگی آشکار شود. خانهای که قرار بود پناهگاه باشد به فضایی پر از بیاعتمادی تبدیل میشود و دختر نمیداند کدام خطر واقعیتر است: غریبههایی که وارد زندگیشان شدهاند یا مادری که ممکن است برای حفظ رابطه با او دست به کارهای غیرقابل تصور بزند. بث باید میان وفاداری خانوادگی و شواهدی که هر لحظه تصویر تازهای از گذشته میسازند تصمیم بگیرد.