ماداوا جوانی از منطقهای روستایی در کارناتاکا است که پس از اتفاقی تلخ از خانواده و زادگاهش فاصله گرفته و زندگی سختی را در میان کارگران و افراد حاشیهای میگذراند. سالها بعد، بازگشت او به منطقه با درگیریهایی درباره زمین، قدرت محلی و روابط قدیمی همراه میشود. مردانی که در گذشته خانواده او را تحت فشار قرار دادهاند هنوز نفوذ دارند و مردم عادی ترجیح میدهند سکوت کنند. ماداوا در ابتدا قصد ندارد دوباره وارد همان چرخه خشونت شود، اما زمانی که یکی از نزدیکانش هدف قرار میگیرد، نمیتواند بیتفاوت بماند. او از شناخت محیط و ارتباطهایی که در سالهای دوری ساخته برای مقابله با شبکهای استفاده میکند که قانون رسمی را نیز به نفع خودش تغییر میدهد. هر قدم به سمت حقیقت بخشی از گذشته ماداوا را آشکار میکند و نشان میدهد چرا از خانه رفته بود. او باید میان انتقام شخصی و دفاع از مردمی که هنوز در همان شرایط زندگی میکنند تفاوت بگذارد و تصمیم بگیرد آیا بازگشتش فرصتی برای پایان دادن به گذشته است یا آغاز جنگی تازه.