جاش و بلو برای آزمونی مهم در یک نمایش موزیکال راهی نیویورک میشوند و برای نخستین بار دنیای آشنای خانه را با شهری بزرگ و شلوغ عوض میکنند. بلو همچنان از طریق ردپاها و نشانههای تصویری با جاش ارتباط برقرار میکند و هر مرحله سفر به معمایی تازه تبدیل میشود. آنها در مسیر با شخصیتهای جدید، نوازندگان و اجراکنندگان خیابانی آشنا میشوند و جاش باید پیش از زمان آزمون مکان درست را پیدا کند. دوستان قدیمی مانند مگنتا و اعضای خانواده نیز به شکلی وارد ماجرا میشوند و گذشته ارتباط جاش با برنامه کودکانه روشنتر میگردد. شهر برای بلو پر از صدا، رنگ و چیزهای تازه است و هر توقف فرصت یادگیری و آواز جدیدی ایجاد میکند. جاش در کنار هیجان، از این میترسد که روی صحنه نتواند خودش را ثابت کند. سفر به او یادآوری میکند همان مهارتهایی که در حل معماهای کوچک با بلو استفاده میکند برای روبهرو شدن با چالش بزرگتر نیز مفیدند. هدف فقط رسیدن به آزمون نیست؛ او باید اعتماد کند چیزی که سالها با دوستانش ساخته ارزش حضور در صحنهای بزرگتر را دارد.