لولو، کلاهبردار سالخورده خیابانی، سالهاست پسربچهای به نام کید را مانند فرزند خودش بزرگ کرده است. آنها برای گذران زندگی خانوادههای مرفه را هدف قرار میدهند؛ لولو خود را مردی بیپناه معرفی میکند و کید پس از جلب اعتماد صاحبان خانه فرصت پیدا میکند وسایل ارزشمند را بدزدد. این روش برای مدتها زندگی ساده اما مشترکشان را تأمین کرده و رابطه آن دو فراتر از همکاری در جرم است. پس از حادثهای که کید را در معرض خطر قرار میدهد، لولو برای نخستین بار جدی به آینده پسر فکر میکند. آشنایی با زوجی که میتوانند خانه و تحصیل باثباتی برای کید فراهم کنند، او را مقابل انتخابی دردناک قرار میدهد. ادامه زندگی خیابانی به معنای ماندن کنار یکدیگر است، اما شاید فرصتهای پسر را محدود کند. لولو باید میان نیاز خودش به این رابطه و آیندهای که برای کودکی که سالها دوستش داشته بهتر میداند یکی را انتخاب کند.