در آیندهای پساآخرالزمانی، پسری جوان در دنیایی تقریباً خالی از انسانها زندگی میکند و باور دارد شاید آخرین پسر باقیمانده باشد. «The Last Boy» فضای علمیتخیلی را با سفر جادهای و جستوجوی امید ترکیب میکند. مادر پسر پیش از مرگ درباره مکانی صحبت کرده که شاید در آن نجات یا پاسخی درباره وضعیت جهان پیدا شود و او با تکیه بر همان وعده حرکت میکند. مسیر از زمینهای متروک و مکانهایی میگذرد که نشانههای تمدن قبلی هنوز در آنها باقی است، اما هر برخورد با انسان دیگر پرسش تازهای ایجاد میکند: آیا میتوان اعتماد کرد و آیا واقعاً کسی میداند چه اتفاقی برای دنیا افتاده است؟ فیلم بیشتر از توضیح علمی دقیق فاجعه روی تنهایی کودک و معنای باور تمرکز دارد. او در سنی است که باید به بزرگسالان تکیه کند، اما تقریباً همه ساختارهای معمول حمایتی از بین رفتهاند. هدف سفر تبدیل به چیزی فراتر از پیدا کردن یک نقطه روی نقشه میشود؛ پسر میخواهد بفهمد حرفهای مادرش امیدی واقعی بوده یا راهی برای اینکه او بعد از مرگش تسلیم نشود.