کالوین تراسک در شهری دورافتاده در حاشیه قطب شمال زندگی منزوی و کمحادثهای دارد؛ جایی که سرمای محیط و فاصله از دیگران تقریباً بخشی از شخصیت ساکنان شده است. ورود مردی مرموز به نام لوکاس وید این سکون را برهم میزند. کنجکاوی کالوین باعث میشود به زندگی و ماجراهای این غریبه نزدیک شود و خیلی زود متوجه شود پشت رفتار آرام او رازهایی خطرناک پنهان است. با آشکار شدن تدریجی حقیقت، کالوین وارد شبکهای از دروغ، خیانت و خشونت میشود که خروج از آن آسان نیست. «Arctic’s Edge» از فضای سرد و بسته منطقه برای ایجاد حس انزوا و ناامنی استفاده میکند و تهدید را بیشتر از دل آدمها میسازد تا طبیعت. داستان درباره مردی است که خیال میکند فقط با یک تازهوارد عجیب روبهرو شده، اما کمکم میفهمد انتخابهای خودش نیز او را به قلب ماجرایی کشانده که هر تصمیم در آن میتواند پیامد مرگبار داشته باشد.