یغما و دوستش که کارگران معترض بودند توسط چند تبهکار لو رفتند، باندی که در آن منطقه اقتدار دارد. دوست یغما اعدام می شود و یغما باید این خبر را به خواهر دوستش «پروا» می گوید. او در کافه مهتاب کار می کند، زن مرموز تنها که در نقطه ای دور از شهر کافه دارد. یغما به دنبال انتقام است، پروا نیز در راه او را همراهی می کند