بیلی کاسپر نوجوانی از خانوادهای فقیر در شهر معدنی بارنزلی است که در مدرسه تقریباً هیچکس انتظار خاصی از او ندارد. مادرش گرفتار مشکلات زندگی روزمره است، برادر بزرگترش جاد رفتاری خشن دارد و معلمان بیلی را دانشآموزی بیانگیزه میبینند. زندگی او زمانی تغییر میکند که یک دلیجه جوان پیدا میکند و تصمیم میگیرد خودش آموزش پرنده را یاد بگیرد. بیلی با خواندن کتاب و ساعتها تمرین، به مهارتی میرسد که در محیط مدرسه هیچگاه فرصت نشان دادنش را نداشته است. رابطه با پرنده، که نامش را کِس میگذارد، برای او فضایی از تمرکز و آزادی ایجاد میکند؛ چیزی کاملاً متفاوت از خانه و کلاس. «Kes» درام بلوغ کن لوچ است و زندگی طبقه کارگر را بدون زیباسازی نشان میدهد. کِس برای بیلی حیوان خانگی سادهای نیست؛ اثباتی است که او میتواند یاد بگیرد، صبر کند و مسئولیت بپذیرد، حتی اگر ساختارهای اطرافش فقط ضعفهایش را ببینند. فیلم نشان میدهد استعداد کودک ممکن است نه در آزمونهای مدرسه، بلکه جایی پیدا شود که کسی به او فرصت واقعی برای علاقهمند شدن داده باشد.