در آغاز دوران جنگ سرد، دو مارشال آمریکایی مأمور میشوند مردی تحت تعقیب به اتهام قتل را در بیابانهای نوادا پیدا کنند. مسیر جستوجو آنها را از شهرهای کوچک، جادههای خالی و سکونتگاههایی عبور میدهد که بیاعتمادی به دولت و ترس از درگیری جهانی در زندگی مردم حضور دارد. پرونده در ابتدا تعقیب یک قاتل فراری به نظر میرسد، اما اطلاعاتی که دو مأمور از شاهدان و افراد محلی میگیرند نشان میدهد هدف آنها ممکن است با فعالیتهایی بزرگتر از یک جرم معمول مرتبط باشد. اختلاف در روش کار و برداشتشان از قانون، همکاری را دشوار میکند و هرچه به مرد تحت تعقیب نزدیکتر میشوند، مرز میان مجرم، مأمور و کسانی که از قدرت رسمی استفاده میکنند پیچیدهتر میشود. در محیطی که فاصله تا کمک زیاد است، دو مارشال باید تصمیم بگیرند کدام دستورها را بدون سؤال اجرا کنند و چه زمانی حقیقت پرونده ارزش زیر سؤال بردن همان ساختاری را دارد که نماینده آن هستند.