رومن فوبرت مردی سیونهساله و عکاس پزشکی است که تقریباً هر نشانه کوچک جسمی را علامت یک بیماری خطرناک میبیند. مراجعات پیدرپی او به پزشک، زندگی اجتماعیاش را محدود کرده و تنها دوست نزدیکش دکتر دیمیتری زونکا است؛ پزشکی که دیگر از فهرست بیپایان نگرانیهای بیمارگونه رومن خسته شده. دیمیتری به این نتیجه میرسد که دوستش بیش از آزمایش و نسخه، به رابطهای واقعی و زندگی بیرون از مطب نیاز دارد و سعی میکند او را با زنان مختلف آشنا کند. مشکل اینجاست که ترسهای رومن تقریباً هر قرار سادهای را به بحران تبدیل میکند. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که رومن ناخواسته با ماجرای یک مبارز آزادیخواه به نام آنتون میروسلاو گره میخورد و هویتها و برداشتهای اشتباه، او را در موقعیتی بسیار دور از منطقه امنش قرار میدهند. «Superchondriac» کمدی خود را از تضاد میان ترس دائمی رومن از خطر و موقعیتهایی میگیرد که واقعاً او را مجبور به واکنش، اعتماد و نزدیک شدن به دیگران میکنند.