در آیندهای اقتدارگرا، جان برنیک و همسرش بهدلیل بارداری غیرقانونی به زندانی فوقامنیتی فرستاده میشوند. سیستم کنترل ذهن، نگهبانان و محدودیتهای زندان آنها را وادار میکند برای فرار نقشهای خطرناک طراحی کنند. در طول این مسیر، رابطهها پیچیدهتر میشوند در نتیجه شخصیتها باید روش قبلی خود را تغییر دهند. اثر بدون شتاب، به رابطهها نیز توجه میکند تا روشن شود چرا گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. شرایطی که شخصیتها در آناند، بر تصمیمها فشار وارد میکند و چنین فضایی اختلافها را برجستهتر میکند. همزمان با پیشرفت ماجرا، گذشته شخصیتها دوباره مطرح میشود و همین لایه از یک شعار ساده فراتر میرود. پیش از آنکه پاسخ کامل داده شود، رابطهها همچنان مرکز توجهاند؛ همین مسئله باعث میشود «قلعه» به جای نتیجه فوری روی روند اتفاقات بایستد. مسیر قصه بهتدریج، فضای اطراف را مهم نگه میدارد بهگونهای که بهتر دیده شود چرا ترس میتواند قضاوت را تغییر دهد. شرایط بیرونی داستان، نقش فعالی در ماجرا دارد و این وضعیت احساس خطر را به رابطهها پیوند میدهد.