پس از شیوع بیماریای مرگبار، دیوید یکی از معدود افرادی است که تصور میشود در برابر ویروس مصونیت دارد. او به جای زندگی آزاد، در منطقهای ایزوله نگهداری میشود و زیر نظر دانشمندان قرار دارد، زیرا بدنش شاید کلید فهمیدن بیماری و ساخت درمان باشد. زمانی که نشانههایی نشان میدهد وضعیت او آنقدر هم ساده نیست، مسئله اعتماد میان او و کسانی که بر تحقیقات نظارت دارند پیچیدهتر میشود. «Eradication» از فضای آخرالزمانی برای طرح پرسشهایی درباره قرنطینه، ترس و مرز میان بیمار و حامل استفاده میکند. دیوید باید بفهمد چرا زنده مانده و چه چیزی در بیرون واقعاً منتظر اوست، در حالی که اطلاعاتی که دریافت میکند همیشه کامل نیست. فیلم بیشتر از نمایش شهرهای ویران، بر انزوای روانی شخصیت و تردید درباره واقعیت تمرکز دارد. هر کشف تازه میتواند امید به نجات باشد یا نشانهای باشد که نشان میدهد خطری بزرگتر از چیزی که تصور میشد در حال شکل گرفتن است.