دنیل در کودکی شاهد قتل خواهر نوجوانش بوده و هیچگاه عامل آن جنایت پیدا نشده است. سالها بعد، او در بیستوچندسالگی همراه مادرش زندگی میکند و در یک تعمیرگاه خودرو کار میکند، اما گذشته هنوز بر تصمیمهایش سایه انداخته است. دنیل قصد دارد به تفنگداران دریایی بپیوندد و از شهری که خاطرات تلخش را در خود دارد فاصله بگیرد. آشنایی او با کَسی، دختر جوانی از خانوادهای شناختهشده، برای مدتی مسیر زندگیاش را روشنتر میکند و رابطهای میان آنها شکل میگیرد. هرچه این رابطه جدیتر میشود، ارتباطهایی میان خانواده کَسی و گذشته دنیل آشکار میشود که سؤالهای قدیمی درباره قتل خواهرش را زنده میکند. دنیل باید میان آیندهای که میخواهد بسازد و حقیقتی که سالها از او پنهان مانده تعادل پیدا کند، در حالی که این جستوجو میتواند رابطه تازهاش را نیز از بین ببرد.