کارآگاهان جیک دویل و مری کلی با مجموعهای از قتلها روبهرو میشوند که روش آنها دقیقاً شبیه جنایتهای قاتل زنجیرهای زندانیای معروف به «هنرمند» است. قربانیان به شکل پیکرههایی پیچیده و هولناک چیده میشوند و پلیس احتمال میدهد یک قاتل تقلیدگر فعالیتش را آغاز کرده باشد. از آنجا که جیک سالها قبل هنرمند را دستگیر کرده، نسبت به نزدیک شدن دوباره به او محتاط است، اما مری تصمیم میگیرد در زندان با قاتل صحبت کند و از ذهن او برای فهمیدن الگوی پرونده تازه کمک بگیرد. هنرمند حاضر است سرنخ بدهد، اما هر پاسخ را به بازی روانی دیگری تبدیل میکند و تلاش دارد کنترل گفتوگو را در دست بگیرد. با افزایش تعداد قربانیان، مری و جیک باید تشخیص دهند قاتل جدید تا چه اندازه از روشهای زندانی الهام گرفته و آیا خود هنرمند از پشت میلهها هنوز میتواند بر اتفاقهای بیرون اثر بگذارد.