پسری جوان قطبنمایی عجیب پیدا میکند که به او امکان میدهد با روح یک دزد دریایی ارتباط داشته باشد. سرنخهای قطبنما، خانواده و دوستانش را به جستوجویی برای گنج میکشاند که هم به تاریخ محلی و هم به خطرهای امروزی مرتبط است. همزمان با تغییر شرایط، ابهامهای تازه شکل میگیرند و هر طرف ناچار شود مسئولیت انتخاب خود را بپذیرند. در لایه شخصی داستان، رابطه با خانواده اهمیت دارد که بهمرور با تصمیمهای اصلی گره میخورد. جهانی که ماجرا در آن رخ میدهد، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و این عامل تغییر شخصیتها را طبیعیتر میکند. ماجرا در لایهای شخصیتر، جزئیات بیشتری آشکار میکند تا روشن شود چرا یک تصمیم کوچک مسیر بعدی را عوض میکند. بدون ورود به جزئیات پایانی، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ همین مسئله باعث میشود «قطب نما اسکلت» فرصت کافی برای شکل گرفتن تغییرها داشته باشد. با پیش رفتن ماجرا، راههای ساده کمتر میشوند و افراد درگیر ماجرا باید روش قبلی خود را تغییر دهند.