در بهار سال 1945، قطاری که صدها زندانی یهودی را اخراج می کرد، در نزدیکی یک روستای کوچک آلمانی که توسط ارتش سرخ اشغال شده بود، سرگردان شد. محکوم به یکدیگر و در زمینه بی اعتمادی عمیق، استیصال و انتقام، دوستی غیرمنتظره ای بین تک تیرانداز روسی ورا، دختر روستایی وینی و زن یهودی هلندی سیمون پدید می آید.