گروهی از مسافران سوار قطاری میشوند که مسیرش از منطقهای دورافتاده عبور میکند. سفر در ابتدا عادی است، اما اتفاقهای غیرقابل توضیح، خرابیهای پیاپی و مرگهای مشکوک باعث میشوند مسافران تصور کنند چیزی در خود قطار یا خط آهن حضور دارد. کارکنان نمیتوانند ارتباط منظمی با ایستگاه بعدی برقرار کنند و توقف در میان مسیر نیز امن به نظر نمیرسد. روایتهای محلی درباره حادثهای قدیمی در همین خط مطرح میشوند و بعضی نشانهها نشان میدهند قربانیان امروز به آن گذشته ارتباط دارند. ترس میان مسافران بیاعتمادی ایجاد میکند و هرکس دیگری را عامل خرابکاری میبیند. با ادامه حرکت، واگنها به فضایی بسته تبدیل میشوند که فرار از آن تقریباً ممکن نیست. گروه باید بفهمد آیا با نیرویی ماورایی روبهروست یا فردی از میان خودشان از افسانه «قطار مرگ» برای پوشاندن جنایت استفاده میکند. زمان محدود است، زیرا قطار به بخشی از مسیر نزدیک میشود که حادثه اصلی سالها قبل در همانجا رخ داده بود.