ماکا، جوان تونگایی ساکن ولینگتون، حاضر است هر کاری انجام دهد تا مسابقه تونگا و فرانسه در جام جهانی راگبی ۲۰۱۱ را از نزدیک ببیند. وقتی او و پسرعمویش وِنی موفق به تهیه بلیت نمیشوند، ماکا راهی عجیب پیدا میکند: قول میدهد یک گروه موسیقی برنجی تونگایی برای برنامه پیش از مسابقه آماده کند، در حالی که چنین گروهی اصلاً وجود ندارد. او تنها چهار هفته فرصت دارد اعضایی از خانواده، کلیسا و جامعه محلی را جمع کند و به افرادی که بیشترشان ساز زدن و رژه رفتن بلد نیستند آموزش بدهد. تمرینها با بطری، قوطی و ابزارهای موقت آغاز میشوند و اختلاف میان روشهای سنتی و ایدههای ماکا بارها گروه را به هم میریزد. نقشهای که در ابتدا فقط برای ورود رایگان به ورزشگاه شکل گرفته بود، کمکم او را وادار میکند رابطهاش با فرهنگ تونگایی، خانواده و جامعهای را که همیشه بدیهی میدانست دوباره بشناسد.