پس از پیدا شدن جسدی در نزدیکی استون کریک، شهر کوچک با احتمال حضور قاتلی روبهرو میشود که قربانیانش را بر اساس الگویی مشخص انتخاب میکند. کارآگاه پرونده در ابتدا اطلاعات کمی دارد و بیشتر ساکنان یکدیگر را میشناسند، بنابراین هر مظنون احتمالی بخشی از جامعهای است که پلیس باید در آن زندگی و کار کند. قتل دوم شباهتهایی با نخستین صحنه ایجاد میکند و نگرانی عمومی افزایش مییابد. شایعات سریعتر از اطلاعات رسمی پخش میشوند و بعضی اهالی شروع به متهم کردن افراد قدیمی یا غریبههای تازهوارد میکنند. کارآگاه باید میان فشار برای بازداشت سریع و نیاز به شواهد واقعی تعادل برقرار کند. بررسی سوابق قربانیان ارتباطی پنهان را آشکار میکند که میتواند انگیزه قاتل را توضیح دهد. اگر پلیس نتواند الگو را پیش از انتخاب قربانی بعدی کامل کند، ترس و بیاعتمادی ممکن است خود شهر را پیش از دستگیری مجرم از هم بپاشد.