کالی دختر یک ستاره فوتبال آمریکایی است و بهطور اتفاقی متوجه میشود از طریق یک بازی ویدئویی میتواند عملکرد پدرش را در زمین کنترل کند. این توانایی ابتدا هیجانانگیز است، اما خیلی زود مسئولیت و رابطه پدر و دختر را پیچیده میکند. ساختار قصه همزمان، به تغییر شخصیتها فرصت میدهد تا روشن شود چرا گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. یکی از محورهای مهم، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند که در ادامه به بحران معنای شخصیتری میدهد. در طول این مسیر، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند و گروه برای ادامه راه باید با اطلاعات ناقص تصمیم بگیرند. محدودیتهای همان موقعیت، فقط پسزمینه باقی نمیماند که در طول روایت فرصت اشتباه را کمتر میکند. تا جایی که میتوان بدون افشا گفت، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ در نتیجه «فوتبال فانتزی» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. در طول این مسیر، پیامد تصمیمها آشکارتر میشود و همین موضوع آنها را وادار میکند درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند.