لیلی در خانهای دورافتاده و جنگلی زندگی میکند و تلاش کرده سالها از گذشته خانواده فاصله بگیرد. آرامش ظاهری زمانی از بین میرود که برادرش بروکلین پس از مدتی طولانی و با درخواست بخشش به خانه میآید. حضور او خاطره تاریکترین حادثه خانواده را دوباره زنده میکند و لیلی نمیخواهد بهسادگی قبول کند سالها سکوت و دوری میتوانند با یک گفتوگو حل شوند. خانه دورافتاده و فصل سرد باعث میشوند دو نفر عملاً از جهان بیرون جدا شوند و گفتوگوهایشان به تدریج به اعتراف، خشم و بیاعتمادی برسد. بروکلین میگوید میخواهد مسئولیت گذشته را بپذیرد، اما لیلی نمیتواند مطمئن باشد انگیزه او واقعاً جبران است یا نیاز شخصی به رهایی از احساس گناه. ورود یا یادآوری افراد دیگرِ مرتبط با حادثه، روایت هر دو را پیچیدهتر میکند. «Sheltering Season» تریلری خانوادگی است که تهدید اصلیاش فقط از بیرون نمیآید؛ فضای بسته دو خواهر و برادر را مجبور میکند با چیزی روبهرو شوند که سالها با فاصله جغرافیایی پنهان کرده بودند و بفهمند بخشش با فراموش کردن تفاوت دارد.