مایکل، عضو بانفوذ یک خانواده بزرگ در کرالا، سالهاست پس از دورهای دوری به خانه خانوادگی برگشته و نقش مهمی در حفظ تعادل میان اعضا دارد. گذشته سیاسی و تجاری خانواده دشمنانی ایجاد کرده و نسل جوانتر نیز درباره نحوه اداره داراییها و روابط اختلاف دارد. ورود فردی جاهطلب که میخواهد از شکافهای داخلی استفاده کند، آرامش ظاهری را به هم میزند. مایکل تلاش میکند بدون تبدیل هر اختلاف به خشونت، از خانواده و نفوذ آن محافظت کند، اما بعضی دشمنیها به گذشتهای برمیگردند که حل نشده باقی مانده است. روابط میان برادران، خواهران و نسل بعدی پیچیدهتر میشود و هر اتحاد میتواند منافع فرد دیگری را تهدید کند. مایکل که از قواعد دنیای قدرت به خوبی آگاه است، باید تشخیص دهد چه زمانی مذاکره کافی است و چه زمانی سکوت به دشمن اجازه میدهد کنترل خانواده را در دست بگیرد.