جک، مردی که زندگیاش میان بدهی و کارهای کوچک غیرقانونی گیر کرده، پیشنهادی برای انجام یک مأموریت ساده دریافت میکند. او باید بستهای را در زمانی مشخص تحویل دهد و در مقابل پولی بگیرد که میتواند بخشی از مشکلاتش را حل کند. مأموریت خیلی زود از کنترل خارج میشود، زیرا چند نفر دیگر نیز دنبال همان بستهاند و جک نمیداند محتوای واقعی آن چیست. خیابانهای شبانه شهر به مسیر تعقیبی تبدیل میشوند که در آن هر تماس ممکن است تله باشد. او تلاش میکند از افرادی که استخدامش کردهاند پاسخ بگیرد، اما آنها نیز اطلاعات کامل نمیدهند. جک که در ابتدا فقط به پول فکر میکرد باید بفهمد آیا تحویل بسته خطر بزرگتری ایجاد میکند و چرا افراد حاضرند برای آن آدم بکشند. زمان محدود و ارتباطات قدیمی او در دنیای جرم تنها چیزهایی هستند که میتوانند کمک کنند پیش از رسیدن تعقیبکنندگان راه خروج پیدا کند.