عکاس جنایی پس از ثبت صحنهای هولناک درگیر نفرینی میشود که حواس و بدنش را به تدریج از او میگیرد. تلاش برای یافتن منشأ بیماری، او را به سمت آیینهای مخفی و افرادی میبرد که پیشتر با همان نیرو روبهرو شدهاند. در «Disappear Completely»، فشار ناشی از مسئولیت با پرهیز از لو دادن نقطه پایانی مطرح میشود و همین انتخاب موجب میشود تغییر شخصیتها در متن اتفاقها دیده شود. در ادامه «Disappear Completely»، برخوردهای پیشبینینشده زمینه برخورد نهایی را بدون افشای آن میسازند، بدون اینکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کنند. روایت «Disappear Completely» از واکنش آدمها به بحران و پیوندهای خانوادگی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب زمینه لازم برای فهم تصمیمهای بعدی را فراهم میکند. به این ترتیب «Disappear Completely» بدون تبدیل روایت به توضیح مستقیم پیش میرود و از ساده شدن بیش از حد درگیری جلوگیری میکنند، بیآنکه اطلاعات فرعی بر خط اصلی غلبه کند.